[ ]
 
 
وَ قَضی رَبُّك أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیَّاهُ...
نظرات

بسم رب العرفا


دوشنبه 1 اردیبهشت 1393ساعت : 02:23 ب.ظ| نویسنده : سید حسن
 
دین داری عارفانه یا غافلانه؟؟؟
نظرات
شنبه 30 فروردین 1393ساعت : 03:29 ق.ظ| نویسنده : سید حسن
 
شرح حدیث آیت الله مجتبی تهرانی
نظرات

بسم رب العرفا


شرح حدیث حضرت آیت الله شیخ مجتبی تهرانی (رحمت الله علیه)


التماس دعا


جمعه 29 فروردین 1393ساعت : 07:02 ب.ظ| نویسنده : سید حسن
 
افسانه تحریم...
نظرات

بسم رب العرفا

افسانه تحریم;      تحریم های اقتصادی در کلام قدسی علامه جوادی آملی(حفظه الله)



این آیه 41 كه ﴿إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ﴾ هم درباره رزق انسان‌ها سخن از امساك است در طلیعه این سوره فرمود: ﴿مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَمَا یُمْسِكْ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ﴾[54] امور, ارزاق, شئون, مقامات همه اینها در اختیار ذات اقدس الهی است دری را كه او بگشاید كسی نمی‌تواند ببندد دری را كه او ببندد كسی نمی‌تواند بگشاید واقعاً این قرآن را كه ما بالای سر می‌گذاریم باید حیات ما را تأمین كند یعنی وقتی پذیرفتیم كه این كتاب می‌گوید دری را كه خدا از روی رحمت باز كند هیچ كسی نمی‌تواند ببندید این مسئله تحریم می‌شود افسانه, مشكل ما این است كه ما موحّد نیستیم مشكل ما این است وگرنه هر چه اینها عربده بكِشند خب چه چیزی را تحریم می‌كنند رازق كه اوست, عزیزمان حاج آقای حسن‌زاده(حفظه الله) فرمود:
به مجاز این سخن نمی‌گویم٭٭٭ به حقیقت نگفته‌ای الله
خب اگر ما بگوییم ﴿مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَمَا یُمْسِكْ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ﴾ و این حرف را باور بكنیم آن وقت هر حرفی به ما بزنند اثری ندارد رزق به دست دیگری است, سماوات و ارض به دست دیگری است ﴿لَهُ مَقَالِیدُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾[55] كلیددار اوست, خزینه‌دار اوست ما نگران چه چیزی هستیم؟! اگر ـ خدای ناكرده ـ این فكر نبود این جنگ ده ساله, این ده ساله است نه هشت ساله, دو سال ما گرفتار جنگ داخلی بودیم تا انقلاب پیروز شد خلق تركمن در گنبد آن آشوب را به پا كردند مسلّح شدند سنگر بستند این عزیزان مازندران رفتند حل كردند كردستان آشوب شد خلق مسلمان آشوب کردند خلق عرب آشوب کردند این انفجارها شد حزب جمهوری شد شهدای نخست‌وزیری شد دو سال ما مرتب گرفتار جنگ داخلی بودیم الله حل كرد هشت سال هم جنگ خارجی مگر هیچ كس باور می‌كرد اینها آمدند با هواپیمایشان این آسمان كرمانشاه عزیز را شیار كردند شما دیدید وقتی بخواهند یك زمین را شیار كنند با فرصتی شمال و جنوب و شرق و غرب دارند اینها در چند دقیقه كلّ این آسمان كرمانشاه را شیار كردند رفتند و آمدند احساس امنیت می‌كردند آن روز صد شهید مردم بزرگوار كرمانشاه دادند «به حقیقت نگفته‌ایم الله» نگران چه چیزی هستیم البته بحث‌ها تا آخر هست, گفتگو هست اما هراس نیست كه ـ خدای ناكرده ‌ـ چیزی كم بیاوریم, نظام كوتاه بیاید, اسلام آسیب ببیند اینها نیست ﴿مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا﴾ دری را كه خدا طبق رحمت باز كند احدی نمی‌تواند تحریم بكند

خدایا تو را به غیرت و قدرت خودت این نظام خودت را حفظ بفرما!
«و الحمد لله ربّ العالمین»


دانلود فایل صوتی:مطالب مربوط به دقایق آخر تفسیر سوره فاطر است

اندازه نسخه پر حجم:    دانلود

اندازه نسخه كم حجم:  دانلود


جمعه 29 فروردین 1393ساعت : 05:37 ب.ظ| نویسنده : سید حسن
 
مرکز حفظ و نشر آثار آیت الله خوشوقت(ره)
نظرات

بسم رب العرفا


مرکز حفظ و نشر آثار آیت الله خوشوقت(ره)



http://www.sahebeamr.org/


پنجشنبه 28 فروردین 1393ساعت : 02:30 ب.ظ| نویسنده : سید حسن
 
شرح آرزومندی;شرح زندگانی حضرت آیت اله محمد شجاعی
نظرات

بسم رب العرفا


شرح آرزومندی


در بیان شرح احوالات و زندگانی با بركت عالم ربانی حضرت آیت اله استاد محمد شجاعی حفظ الله



قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گوید باز /  ورای حدّ تقدیر است شرح آرزومندی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

علم بسان فرشته است ـ فرشته ای فرود آمده از بالاترین آسمان. می‌گردد تا یافتن منزلی. فرشته در خاكدان منزل نمی‌كند، فرشته پشت شیشة غبار گرفتة خانه‌های متروك نمی‌نشیند. فرشتة‌ سپیدبال آشیانه‌ای می‌خواهد در خور ظرافت طبعش و منزلی در شان پاكی و قداستش.
منزل فرشته علم دلی است كه پیش از آن كه از روزن آن آفتاب دانستن فرو ریزد، باران تزكیه بر سقفش می‌بارد. و این گونه است كه دل و جان عالمان مهبط فرشتگان و جایگاه نزول زلالترین باران‌های فیض الهی است:

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چون بیرون رود فرشته در آید
زندگی مردان خدا و عالمانی كه فرشتگان علم و تقوا در قلب آنها منزل كرده‌اند فصل درس آموزی است كه جویندگان وصال، برگ برگ آن را مشتاقانه می‌خوانند و از واژه واژه‌اش اندرز می‌گیرند و از جمله جمله‌اش چراغ راه بر می‌افروزند.
عالمی كه اینك چراغ زندگانی پربارش را به نظاره می‌نشینیم نیز از ان دسته مردان خداست. مردانی كه با تمام دلیری در طی طریق الی الله، خاضعانه راه خاموشی گرفته‌اند و آنگاه كه از حیات طیبة ایشان می‌پرسی كلامی بر نمی‌آورند و دمی نمی‌كشند. این استاد فرزانه بارها مورد چنین تقاضایی قرار گرفته بودند و همواره می‌فرمودند: من بارها گفته‌ام كه زندگی من خلاصه در این سه جمله است كه: نادان به دنیا آمدم، نادان بزرگ شدم و نادان هستم.
آری، غایت دانستن در نزد مردان خدا به بیكرانه‌تر از محیط فهم زمینیان است و ریسمانی است كه رشته در آسمان دارد. اما در یك عصر دل‌انگیز تابستان، در سال 1383 هنگامیكه توفیق زیارتشان نایب گردید، آنگاه كه اصرار مشتاق محبی را دیدند، شاید تنها به حكم شاد كردن دل مؤمنی بود كه لب به كلام گشودند، و صد البته كه ناگفتنی‌های فراوان از كمالات و آفاق شریفة خود را همچنان در محاق سكوت نگاه داشتند و آنچه از گفتنی‌ها بازگو كردند، بازیرسبیل پرهیز از خودنمایی و بیشتر در شرح فضایل اساتیدشان بود تا بیان شرح حال خود.

گركسی وصف او زمن پرسد بیدل از بی‌نشان چه گوید باز!
عاشقان كشتگان معشوق‌اند برنیاید ز كشتگان آواز
زنجان، به سال 1319 هجری شمسی مردی آورد كه فرشتة علم در لحظة ولادت آهنگ فرود آمدن بر قلب او كرد و بالهای خود را بر چشمان او سایید. حضرت آیت الله محمد شجاعی در سال 1319 هجری شمسی در زنجان دیده به هستی باز كردند. ایشان نیز، چون عضوی از منظومة خورشیدی عالمان، در همان آغاز طفولیت، آثار استادی و فرزانگی بر چهره داشت و چشمهای باطن بین را به فردایی درخشنده در عرصة ایمان و اجتهاد و مجاهده نوید می‌داد.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاه به سرانجام رساند و پس از آن بی‌درنگ، به سال 1331 هجری شمسی، راه اكتساب علوم آل محمد، صلوات اله علیهم اجمعین، را در حوزة علمیه زنجان در پیش گرفت. مقدمات حوزوی و نیز ... در همانجا آموخت و از لمعات آن توشه‌های نور برگرفت و برای شناخت قوانین اصول فقه، كتاب فوانین در اصول را آموخت و سپس آموختن منظومتین مرحوم سبزواری را بابی برای ورود به كهكشان زیبای حكمت الهی قرار داد. حصرت آیت الله استاد محمد شجاعی به سال 1335 هجری شمسی، از گوشه‌های حجرات حوزه علمیة زنجان، به سرزمین دانش و تقوا، قم، هجرت كردند ـ سرزمینی كه آشنایی با بزرگان عرصه علم و اجتهاد و فلسفه و عرفان واستفاده از آنان از مهمترین بركات آن بود. در همانجا رسایل آموخت و رسالت علم‌اندوزی را به كمال رساند. مكاسب فرا گرفت و تقوا و دانش كسب كرد و كفایه را در خود به كفایت به اندكی از زندگی دنیا بدل ساخت. آنگاه از درواز‌های متون نوشته شده خارج گردید و خود را به باب شهر درس خارج از اصول فقه فقیهی اصولی و عارفی فیلسوف، حضرت امام خمینی (ره)، رساند تا او را به اصولی‌ترین مبانی علم اصول فقه رهنمون گرداند و هم فروع را نزد وی روشن و آشكار سازد.
همزمان، تلمند در محضر فقهی حضرت آیت الله العظمی محقق داماد (ره) و شركت در درس خارج فقه ایشان راه استنباط احكام شرعی و اجتهاد را برای او هموار نمود. علاوه بر این بهره‌های مقطعی ایشان از درسهای خارج فقه و اصول برخی از آیات عظام چون ابرهای عابر بهاری او را نه سیراب، بلكه غرق در فراوانی فهم نمود.
اما بهره‌هایی كه از مائده آسمانی حضرت علامه طباطبایی (ره) بر گرفت، غذای روح سالیان او را رقم زد و او را به شاگرد ممتاز و مخصوص علامة طباطبایی رضوان اله علیه بدل ساخت. آموختن فلسفه، شفا یافتن از حكمت الهی سینوی در درس شفا و سفر از خویش به خدا، همراه با خلق، در درس اسفار صد را با حضور در كلاسهای درس عمومی، و بهره‌مندیاز خلوت آكنده از اسرار درس‌های خصوصی حضرت علامه (ره) گوشه‌هایی از این خوشه‌چینی معنوی از بوستان علم و حكمت بود.
ارتباط علمی و معنوی تنگاتنگ میان استادی علامه و شاگردی عالم، او را در شمار نزدیكان حضرت طباطبایی در آورده بود تا آنجا كه همة رساله‌های دست‌نویس علامه را كه مزین به دستخط نورانی ایشان بود و استنساخ آنها را به بعضی از شاگردانشان اجازه می‌دادند، استنساخ نمود و این افتخار را هم نصیب خود داشت.
به هر حال، بهره‌مندی استاد حضرت آیت الله شجاعی از سایة پرمهر و پرخیز استادی وارسته و واصل چون حضرت علامه طباطبایی حقیقتی است كه آثار و بركات آن همچنان در دل و جان ایشان جاری است.
گواه ارادت و لطف متقابل او و علامه (ره) همین بس زمانی، با درگذشت پدربزرگوار استاد (آیت الله شجاعی) كه علامه طباطبایی به منظور مسافرت تابستانی به زنجان عزیمت نموده و ایامی را در این شهر اقامت می‌كنند، از درگذشت پدر ایشان مطلع می‌كردند، و به دیدار و تسلیت شاگردی می‌شتابند و منزل پدری ایشان را به نور حضور خویش منور می‌نمایند. به همین دلیل، سالها بعد كه قرار بود منزل پدری حضرت آیت الله شجاعی برای مرمت و بازسازی تخریب گردد، به یمن همین خاطرة تابناك و ارزشمند، با اكراه تمام، تخریب آن اتاق نورانی را به اطرافیان اجازت فرمودند.
زی طلبگی از ارزشمندترین دستاویزهایی است كه تمام عالمان ربانی، به ویژه در دوران جوانی، خود را به زیور آن آراسته‌اند. ایشان نیز در دوران جوانی، طلبگی را با مرام سادگی عجین ساختند.
در نز د خدا، شكم پر مبغوض است و از مبغوض حكیم، حكمت بر نمی‌آید. این است كه خالی نگه داشتن اندرون از طعام، سر اولیای خداست در وصول به حكمت‌های ناب آسمانی.

اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور كبریا بینی
حضرت آیت الله شجاعی نیز در زمرة پارسایانی بود كه فقر شدید دوران جوان نه تنها مخل علم آموزی و تهذیب او نگردید، بلكه ارادة او را در طی طریق تقوی و دانش صد چندان نمود. او، كه گاه از شدت فقر، استطاعت خرید حتی یك قرص نان سنگك 4 ریالی را هم نداشت و سه سال تمام در نهایت فقر، از نان سیر نگشت، با تمامی این مشقات لحظه‌ای از آموختن نیاسود.
او هر روز پس از نماز صبح تا ساعت 12 شب به جز یك ساعت در ظهر، به قصد ادای فریضه و تناول غذایی مختصر، به سختی به درس و مطالعه می‌پرداخت. با اینهمه سخت‌كوشی، ایشان در بیاناتشان با تواضعی ستودنی از اینكه در مقاطع مختلف عمر خویش اوقاتی را بیهوده ضایع كرده است تاسف دایم دارند.
در آن زمان كه به دلیل كمبود بعضی از كتابهای درسی و عدم گسترش صنعت چاپ، طلاب پرتلاش ناچار به استنساخ بعضی از كتابها بودند، گاه، نوبت استنساخ ایشان به دیر هنگام می‌افتاد و دشواری دیگری بر مشقات ایشان می‌افزود. برای مثال تنها وقتی كه برای استنساخ كتاب شفا (كه فقط پنج نسخه در كلاس درس موجود بود) در اختیار استاد قرار داشت، 11 تا 12 هر شب در آن زمان بوده است. دراین ساعت هر شب می‌رفتند و كتاب را از صاحب آن می‌گرفتند و درس فردا را استنساخ می‌نمودند و كتاب را بر می‌گرداندند. امان این صفرا، در كام علم خواه او انگبین فزود.
شاید درك این ماجرا دشوار باشد، اما گواه گویایی است بر جدیت ایشان در علم آموزی در كنار تمام مرارت هایش. ایشان بعد از تاهل در محله‌های فقیرنشین قم با اجاره كردن یك و گاهی دو اتاق كوچك به تحصیل ادامه می‌دادند. در آن روزگار در بعضی از این محله‌ها فقط یك روز در میان امكان استفاده از برق را داشتند، آنهم تنها استفاده از یك لامپ 25 واتی، لاجرم، شبهایی كه برق در اختیار نبود، با بازكردن در چراغ والور به نور كمرنگ شعله بسنده می‌كردند و به مطالعه و نوشتن می‌پرداختند و از لحظه‌لحظه عمر برای دانستن و فهمیدن بهره‌ می‌بردند.
در سال 1346 هجری شمسی، باگذشت چهارسال از تبعید حضرت امام خمینی (ره)، پس از وقایع خرداد 1342 و تعطیلی دروس ایشان و همچنین درگذشت حضرت آیت الله محقق داماد و نیز درس حضرت علامه به منظور ادامة تالیف و تكمیل اثرعظیم‌القدر خود، المیزان، استاد شجاعی، كه هر تابستان در زنجان اقامت می‌كردند و در آغاز سال تحصیلی هر سال مجددا به قم باز می‌گشتند، در این سال (1346 هجری شمسی) با تعطیل شدن تمام درسهایشان در قم، دیگر به قم باز نمی‌گردند
این واقعه اگرچه برای استاد غم انگیز و سنگین بود، امام آثار مباركی داشت و منشا بركات و سرآغاز تشكیل جلسات و مباحث معارفی و تهذیب نفس و تفسیر حضرت آیت الله شجاعی در زنجان گردید.
این عالم فرزانه از زمرة اوتادی است كه به عینه علم را با عمل و جهاد را با اجتهاد در آمیخت. او كه فضای فاسد رژیم ستم‌شاهی را مخل مبانی شریعت و معاند با احكام نورانی اسلام می‌دید، براساس آنچه از تفكر ناب محمدی (ص) حضرت امام (ره) آموخته بود، در اوج خفقان رژیم طاغوت، در خلال مباحث اخلاقی و دینی خود به طرح اعتراضات سیاسی نیز می‌پرداخت و به همین دلیل توسط ساواك زنجان مكرر مورد مؤاخذه و سؤال و جواب و تهدید قرار می‌گرفت ولیكن به كار خود ادامه می‌داد. تا اینكه در سال 1351 هجری شمسی توسط مامورانی كه از ساواك تهران آمده بودند با كمك ساواك زنجان دستگیر و دو شبانه روز به دست ماموران اعزامی از تهران در شهر بانی زنجان مورد آزار و شكنجه بسیار سخت قرار گرفت و سپس، بعد از دو روز، به ساواك تهران منتقل گردید و دو ماه در كمیتة ضد خرابكاری كه كمیتة مشترك ساواك و شهربانی بود به جهت فعالیتهای گوناگون بر علیه رژیم، به صورت شد ید و خطرناكی آزار و شكنجه شد.
او دراین ایام مصداق كریمة ”واوذوافی سبیلی...“ بود.
بعد از آن 8 ماه دیگر در زندان قصر تحت مراقبت شدید زندانی بود و تنها با توكل كامل به خدای متعال و انقطاع از ما سوی الله و توسل به حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین خصوصا در آویختن دامان حضرت ثامن الحج، علی بن موسی الرضا، صلوات الله و سلامه علیه، توانست از مهلكة رژیم طاغوت جان به سلامت به در برد و سایة پر بار خود را بر سر مشتاقان توحید و حكمت و تهذیب حفظ نماید. ادامة راه جهاد و اجتهاد و دغدغة اصلاح جامعه، بعد از مدتی مجددا او را در چنگال خون آلود ساواك انداخت و بار دیگر فصلی از شكنجه‌های طاقت فرسا را بر جسم مهذب او روا داشت. اما پس از زمان كوتاهی باز با عنایات خاصة ربوبی و توجهات مخصوص حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین از زندان رژیم آزاد گردید.
با به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامی ایران، حضرت استاد، كه عرصة سیاست هم برای او میدان عبودیت و بندگی خدا و خدمت به خلق بود، نمایندگی مردم زنجان را با اصرار زیاد خود مردم آن دیار در دورة اول مجلس شورای اسلامی پذیرفتند، اما چندی نگذشت كه به دلیل شدت كسالات به جا مانده از دوران زندان، از این سمت استعفا نموده و از آن پس، با اقامت در تهران، با تشكیل جلسات درس و بحث در باب تزكیه و خودسازی، تفسیر و معارف قرآنی دیگر، راه را بر جویندگانی بسیار، هموار ساختند.
جلسات عمومی و خصوصی درسها و مباحث عرفانی، تفسیری و معارفی استاد در دو دهة 40 و 50 شمسی در زنجان و دو دهة 60 و 70 شمسی در تهران بی‌شك گواراترین سرچشمه‌های زلال حكمت و عمل را در كام طالبین جویندگان معرفت روا داشته است كه ثمرة آن شاگردان و بهره‌مندان زیاد از این محافل است.
ابداعات و ابتكارات زیبا و مؤثر عرفانی و معارفی همراه با استدلالات و براهین قوی و تحلیل‌های مخصوص در استفاده از آیات قرآن كریم و روایات و ادعیة معصومین، سلام الله علیهم اجمعین، در مباحث خودسازی و تزكیة النفس، تفسیر و معارف جقة الهیه، شیوة منحصر به فرد این استاد عالیقدر است. جالب آنكه سلیقة عرفانی و ذوقی استاد و علاقة ایشان به ارباب معرفت، از جمله مولوی و حافظ، بر زیبایی كلام و اندیشة ایشان، صورتی دیگر بخشیده و جامه‌ای زربفت از لطایف پوشانده است.
آنچه درشرح زندگانی ایشان نباید مغفول بماند، این است كه ایشان نیز درست مانند استاد خود، حضرت علامه طباطبایی، در تمام پیشرفت‌های علمی و عرفانی، خود را مرهون فداكاریها و زحمات همسر فداكار خود می‌‌دانند و وجود چنین همسری را از تفضلات حضرت حق بر می‌شمرند.
حاصل عمر با بركت ایشان در عرصة علم و عمل تاكنون آثار ارزشمندی را به جا نهاده كه مشتاقان حقایق الهی را از زخارف دیگر بی‌نیاز می‌كند.

این گنجینة گرانبها شامل آثار زیر است:
ـ كتاب معاد یا بازگشت به سوی خدا در دو جلد چاپ شركت انتشار
ـ كتاب مقالات دربارة تزكیه و خودسازی در سه جلد انتشارات سروش
ـ انسان و خلافت الهی
ـ 6 جلد كتاب برگرفته از برخی از مباحث استاد در جلساتشان درخصوص معاد در خصوص خواب با تنظیم حجه الاسلام كاشفی، چاپ كانون اندیشة جوان با عناوین:
بازگشت به هستی، عروج روح، قیام قیامت، تجسم عمل شفاعت، مواقف حشر، و نشانه‌های خواب

مجموعه آثار آیت الله محمد شجاعی:
1- مقالات، سه جلد، چاپ از انتشارات سروش
2- معاد یا بازگشت به سوی خدا، دو جلد، چاپ شركت انتشار.
3- انسان و خلافت الهی، یك جلد
4- اسماء حسنی، یك جلد، چاپ دوم از انتشارات سروش
5- پنج رساله، یك جلد، چاپ اول از مركز مطالعات بنیادین خاورمیانه
6- ملائكه، یك جلد، چاپ دوم
7- بقیة الله ...، یك جلد، چاپ اول
8- خواب و نشان‌های آن، یك جلد، چاپ سوم
9- بازگشت به هستی، یك جلد، چاپ دوم
10- عروج روح، یك جلد، چاپ دوم
11- قیام قیامت، یك جلد، چاپ دوم
12- مواقف حشر، یك جلد، چاپ دوم
13- تجسم عمل و شفاعت، یك جلد، چاپ دوم
14- مرگ تا قیامت، یك جلد، چاپ دوم

منتشر می‌شودِ:

1- خواب و نشان‌های آن، چاپ چهارم.
2- دروس تزكیه، در چند جلد، چاپ اول.
ـ آرشیو نوار بزرگی شامل مباحث ارزشمند ایشان دربارة خودسازی و تزكیه، تفسیر، و معارف مختلف.
نكتة دیگری كه شایان ذكر است آنكه مباحث گرانمایة این استاد فرزانه در باب تزكیه و خودسازی با عنوان برنامة” كیمیای وصال“ از سال 79 تا كنون از رادیو قرآن برای علاقمندان پخش شده است. بی‌شك كیمیای كلام و اندیشة این عالم ربانی مس وجود را به طلای ناب بدل می‌كند:

دست از مس وجود چون مردان ره بشوی  /  تا كیمیای عشق بیابی و زر شوی


پنجشنبه 28 فروردین 1393ساعت : 03:36 ق.ظ| نویسنده : سید حسن
 
تفسیر قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی(صوتی و مکتوب)
نظرات

بسم رب العرفا


فایل های صوتی و مکتوب

 تفسیر قرآن کریم

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی(حفظه الله)




پنجشنبه 28 فروردین 1393ساعت : 02:49 ق.ظ| نویسنده : سید حسن
 
أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ
نظرات

بسم رب العرفا

شاید این پست کمی با موضوع وبلاگ تفاوت داشته باشد ولی این پست را گذاشتم چون واقعا من را یاد آیه شریفه انداخت.

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا
یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ ...

تعجب صدای آمریکا از روحیه سرلشکر سلیمانی

گریه سردار قاسم سلیمانی بر سر پیکر شهید کاظمی

 

 

 

 


چهارشنبه 27 فروردین 1393ساعت : 12:58 ق.ظ| نویسنده : سید حسن
 
برنامه ای جهت سیر و سلوک
نظرات
یکشنبه 17 فروردین 1393ساعت : 09:47 ب.ظ| نویسنده : سید حسن
 
توصیه های طوبی محبت برای سبک زندگی
نظرات

بسم رب العرفا

 

حاج محمد اسماعیل دولابی در محافل خود پیرامون درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ و سخنرانی ایشان بود.

 

 
به گزارش فرهنگ نیوز ، بیشترین اهتمام آن عارفان گرانمایه در پرورش و رشد اخلاقی علاقمندان ، متوجه ایجاد تحول در نگرش آنها به هستی و زندگی ، به گونه ای که همه چیز را از منظر توحیدی و از مآی جمال الهی بنگرند و منعطف نمودن عشق و محبت آنان و متمرکز نمودن توجهشان به خدا و اولیای الهی،به گونه ای که از هر چه جز این ، چه دنیوی و چه اخروی ، فارق گردند،و نیز ایجاد حسن ظن و اعتماد به خدا و اولیای الهی،و حاکم ساختن روحیه تسلیم و رضا بر انان بود.
در محضر آن بزرگوار چنان روح رجاء و امیدواری به فضل الهی موج می زد که هر نومید و مایوس از نجات و فلاح را شور و نیرو می بخشید و به وادی کمال رهنمون و در طریق وصال رهسپار می ساخت .
 
زندگینامه نامه ی میرزا اسماعیل دولابی از زبان خودشان
محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.
حاج محمد اسماعیل دولابی در محافل خود پیرامون درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.
 
آن عارف بزرگ در اشاره اجمالی به سرگذشت سیر عرفانی خویش چنین می فرمود :
در ایام جوانی همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم . در آن زمان به شدت تشنه علوم و معارف دینی بوده و با تمام وجود خواستار این بودم که در نجف بمانم و در حوضه تحصیل کنم ؛ ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر دیگری که بتواند در کارها به او کمک کند نداشت ، با ماندنم در نجف موافق نبود.
 
در حرم امیرالمؤمنین (ع) به حضرت التماس می کردم ترتیبی دهند که در نجف بمانم و درس بخوانم و آن قدر سینه ام را به ضریح حضرت فشار می دادم و می مالیدم که موهای سینه ام کنده و تمام سینه ام زخم شده بود. حالم به گونه ای بود که احتمال نمی دادم به ایران برگردم .
 
به خود می گفتم یا در نجف می مانم و مشغول تحصیل می شوم و یا اگر مجبور به بازگشت شوم همین جا جان می دهم ،می میرم . با علماء نجف هم که مشکلم را درمیان گذاشتم تا مجوزی برای ماندم در نجف از آنها بگیرم به من گفتند که وظیفه تو این است که رضایت پدرت را تامین کنی و برای کمک به ائ به ایران بازگردی .
 
در نتیجه نه التماس هایم به حضرت امیر کاری از پیش برد و نه متوسل شدنم به علماء مرا به خواسته ام رساند . تا اینکه با همان حال ملتهب همراه پدرم به کربلا مشرف شدیم . در حرم حضرت اباعبدالله (ع) در بالاسر ضریح حضرت همه چیز حل شد و هرچه را می خواستم به من عنایت کردند ، به طوری که هنگام مراجعت حتی جلوتر از پدرم بدون هرگونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران بازگشتم .
 
 
در ایران اولین کسانی که برای دیدن من به عنوان زائر عتبات، به منزل ما آمدند دو نفر آقا سید بودند . آنها را به اتاق راهنمائی کردم و خودم برای آوردن وسائل پذیرائی رفتم . وقتی داشتم به اتاق بر می گشتم جلوی در اتاق پرده ها کنار رفت و حالت مکاشفه ای به من دست داد و در حالیکه سفره به دستم بود حدود بیست دقیقه در جای خود ثابت ماندم . دیدم بالای سر ضریح امام حسین (ع) هستم و به من حالی کردند که آنچه را می خواستی از حالا به بعد تحویل بگیر .
 
آن دو آقا سید هم با یکدیگر صحبت می کردند و می گفتند او در حال خلسه است . از همان جا شروع شد . آن اتاق شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزاخانه اباعبدالله(ع) بود و اشخاصی که به آنجا می آمدند بی آنکه لازم باشد کسی ذکر مصییبت بکند می گرستند . در اثر عنایات حضرت ابا عبدالله(ع) کار به گونه ای بود که خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان ، مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی بافقی و مرحوم آیت الله شاه آبادی ، بدون اینکه من به دنبال آنها بروم و از آنها التماس و درخواست کنم ، با علاقه خودشان به آنجا می امدند .
 
بعد از آن مکاشفه به ترتیب به چهار نفر برخوردم که مرا دست به دست به یکدیگر تحویل دادند .
خداوند لطف فرمود و در هر یک از این کلاسها افراد برجسته و ممتاز آن کلاس را به من نشان داد ؛ ولی کاری کرد که هیچ جا متوقف نشدم ، بلکه تماشا کردم و بهره بردم و عبور کردم تا اینکه به وادی توحید رسیدم . در طول این دوران همیشه یکه شناس بودم و به هر کس که دل می دادم خودم و زندگی و خانواده ام را قربانی او می کردم تا اینکه خود او مرا به بعدی تحویل می داد و من که وی را بالاتر از قبلی می دیدم از آن پس دور او می گشتم .
 
به هر تقدیر همه عنایاتی که به من شد از برکات امام حسین(ع) بود.از راه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید ، ولی راه امام حسین (ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند . جون کشتی امام حسین(ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود ، و هر کس در سیر معنوی خود حرکتش را از آن حضرت آغاز کند ، خیلی زود به مقصد می رسد .
 
 
خدایا از تو طلب استغفار می کنم مثل کسی که فرار کند از تو به خودت «هَارِبٍ مِنْكَ إِلَیْكَ »
17_farar_az_khoda_be_khoda.mp3 | دانلود فایل
 
۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی
استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:
 
1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
 
2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
 
3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
 
4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
 
5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
 
6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
 
7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.
 
8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.
 
9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
 
10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
 
11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.
 
12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
 
13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله
 
14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."
 
15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
 
 
توصیف عشق حقیقی از زبان حاج محمد حسین دولابی:

haj mohammad.flv | دانلود فیلم
 
رزق از منظر حاج اسماعیل دولابی
حتی یک ساعت به فکر رزقت نباش، به دنبال کسب و کار هم که می‌روی، بدان که در رزق، فاعل تام، خدای متعال است، ان الله هوالرزاق ذوالقوة المتین: هر آینه، خداوند همان روزی دهنده نیرومند و محکم کار است.
عقیق:رزق، مقدر و مقسوم است و رزاق خداست، رزقمان هنر ما نیست و حرص و تقلای ما آن را زیاد نخواهد کرد.
 
حتی یک ساعت به فکر رزقت نباش، به دنبال کسب و کار هم که می‌روی، بدان که در رزق، فاعل تام، خدای متعال است، ان الله هوالرزاق ذوالقوة المتین: هر آینه، خداوند همان روزی دهنده نیرومند و محکم کار است.
 
رزق دو گونه است
رزق دو گونه است، یکی آن که تو را طلب می‌کند و یکی آن که تو در طلب او هستی و عاقبت به تو نمی‌رسد، جز آن چه در طلب توست. رزق روحی هم همین طور است.
 
امور دنیوی خود را به خدا واگذار کن
اگر امور دنیوی خود را به خدا واگذار کنی، امور اخروی را نیز خدا تأمین خواهد کرد، اما اگر بخواهیم امور دنیایی خود را با تقلای خودمان تأمین کنیم، ضمن این که چون رزق مقدر و مقسوم است، تقلای بیهوده و بی ثمری است، آخرتمان را هم تباه کرده‌ایم.
 
نگران آینده نباش
تا به حال آنچه رزقت بوده، مصرف کرده‌ای و آنچه رزقت نبوده، به تو نرسیده است. حتی آنچه را از راه حرام تهیه کردی و خوردی، حرص و تقلایت آن را نجس کرد، و الّا اگر صابر بودی، همان رزق از راه حلال، همان وقت به دستت می‌رسید. پس زاهد حقیقی تو هستی، چون ذره‌ای بیش از رزق خود نخورده‌ای. از این به بعد هم همین طور خواهد بود، پس نه نسبت به گذشته غصه داشته باش و نه نگران آینده باش.
هر چیزی که به تو نرسیده، بدان که از اول مال تو نبوده است.
 
خدا مقدر كرده است
خدا قبل از عالم تشریع، رزقی را برای بنده‌ای مثلاً در روز ماه رمضان بریده است. حالا او در روز ماه رمضان فراموش می‌کند که روزه است و آن غذا را می‌خورد، بعداً یادش می‌افتد که روزه بوده است. نه روزه‌اش باطل است و نه قضا دارد. این خدا بود که این فراموشی را بر او مسلط کرد تا رزقی را که برای او مقدر کرده بود، به او بخوراند. حضرت رضا(ع) می‌فرمایند: {وقتی خداوند امری را اراده کند، عقل عبد را می‌گیرد و آن کار را به دست او جاری می‌کند، بعد عقلش را به او باز می‌گرداند.} بسیاری از خیراتی که خدا به ما رسانده، این‌گونه بوده است و الّا اگر به عقل خودمان بود، آن کار را نمی‌کردیم.
 
برای روزی فردایمان نگران نباشیم
اگر غلام خانه زادی پس از سال‌ها بر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه‌دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن، صاحبش را اذیت می‌کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
 
دوست اهل بیت
دوست اهل بیت(ع) دست به دهان است، چیزی گیرش آمد، به قدر نیاز می‌خورد و بقیه را می‌بخشد، چیزی ذخیره نمی‌کند.
 
 
خدا روزی می‌دهد
 
{ان الله یرزق من یشاء به غیر حساب} همانا خداوند، هرکس را که بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.
به غیر حساب سه معنی دارد:
 
۱- آن چه را می‌دهد، به این حساب نبوده که در قبال حسناتی باشد که انجام داده‌ای.
۲- از آن چه داده، حساب نمی‌کشد.
۳- بی اندازه و بی حساب و زیاد می‌دهد.
 
گله و شکایت نکن
خدا در مورد روزی‌ای که به مۆمنین داده است، از آن‌ها حساب نمی‌کشد و سۆال نمی‌کند، بلکه از دلشان و محبتشان که امانت خدا نزد مۆمن است، سۆال می‌کند که به چه کسی سپرده‌اند.
حالا که خدا از روزی سۆال نمی‌کند، تو هم از او سۆال نکن، چون دستور دادن به صاحب‌خانه، عیب است. گله و شکایت هم نکن. اگر هم یک وقت از دهانت پرید، زود استغفار کن.
 
انفاق راه رهایی از فقر
قرآن فرمود: من قدر علیه رزقه فلینفق: هر کس روزی‌اش تنگ شد، پس باید از همان چیزی که دارد انفاق کند.
امیرالمۆمنین(ع) فرمودند: اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه: هنگامی که فقیر شدید، پس با صدقه دادن با خدا تجارت کنید، صدقه کلید رزق است.
 
 
مبادا دیگران در خیر بر ما سبقت بگیرند

sebghat (2).flv | دانلود فیلم
 
ما خودمان گم شده ایم
ما مثل بچه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا  به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند.
بچه شیفته ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود. وقتی هم متوجه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند، گمان می كند پدرش گم شده است؛ در حالی كه در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء، پدران خلقند و دست خلائق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق، شیفته متاع های دنیا شده اند. امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته ایم.

یکشنبه 17 فروردین 1393ساعت : 09:39 ب.ظ| نویسنده : سید حسن

آخرین مطالب
درباره ما
شرح حال دلدادگان،عارفان و شیدایان کوی دوست
همراه با متن کامل کتبی که در شرح حال ایشان به تالیف رسیده است
دلدادگان و عارفان الهی(DIVINES INAMORATAS AND MYSTICS)

مدیر وب سایت : سید حسن
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
طرح ختم صلوات به نیت سلامتی و ظهور آقا امام الزمان(عج)





لینک دوستان
آرشیو مطالب
نویسندگان
برچسب ها
خاک های نرم کوشک , مطالعه آنلاین کتاب های:رستگاران , ح‍س‍ن‌ , مالک اشتر رهبر , سرشناسه : ح‍س‍ن‌زاده‌ آم‍ل‍ی‌ , اهمیت ماه شعبان المعظم , مفاخر و مشاهیر ایران و جهان , دانلود مستند حدیث سرو , هیأت تحریریه مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس‌الشموس , بهار بی‌باران , مستند راهی , برگى از دفتر آفتاب , مجموعه سخنرانی های آیت الله خوشوقت(حفظه الله) , فیضى از وراى سكوت , شیخ مرتضی و زاهد و …می‌پردازد. , آقا بزرگ تهرانی , مشکلات طریقت , شرح حال و کرامات اولیای الهی , در شرح حال آیت الله معلم دامغانی(ره) , زمزمه وصل , مطالعه آنلاین , صاحب دلان(1): پرده نشین , شیخ رجبعلی خیاط , شرح صحیفه سجادیه , حکومت اسلامی , شرح حال شیخ ‌السالكین حضرت آیت اللّه العظمی بهجت و... , درآشنایی با زندگی حضرت آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره) , استاد طیب , مردی از ملکوت در شرح احوالات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) , دانلود مستند عَلمِ عِلم و طود تحقیق , دریافت سخنرانی جناب کربلایی احمد حسینعلی تهرانی(ره) , قبض و بسط‌های معنوی , علامه طهرانی , ‏‫۱۳۰۷ - ‏ , دلشدگان , شهید برونسی , برگی از دفتر آفتاب , نویسنده : محمد لک علی آبادی , اهمیت ماه شعبان المعظم از زبان استاد طیب , کل احمد آقا , دریافت کتاب دلشدگان , شرح مناجات شعبانیه , مستند عرفانی اخلاقی , هیچ اتفاقی تصادفی نیست , حاج آقا الطافی نشاط , ‏یادداشت : ك‍ت‍اب‍ن‍ام‍ه‌ ب‍ه‌ ص‍ورت‌ زی‍رن‍وی‍س‌. , گریه و دلدادگی سردار سلیمانی , سیر و سلوک شهدا , استاد كاظم صدیقی , دریافت کتاب با پسوند HTML ,
پیوندهای روزانه
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
[cb:blog_recent_post_date]