تبلیغات
دلدادگان - شرح آرزومندی;شرح زندگانی حضرت آیت اله محمد شجاعی
کانال دلدادگان

به کانال دلدادگان بپیوندید
لینک ورود



مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393

بسم رب العرفا


شرح آرزومندی


در بیان شرح احوالات و زندگانی با بركت عالم ربانی حضرت آیت اله استاد محمد شجاعی حفظ الله



قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گوید باز /  ورای حدّ تقدیر است شرح آرزومندی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

علم بسان فرشته است ـ فرشته ای فرود آمده از بالاترین آسمان. می‌گردد تا یافتن منزلی. فرشته در خاكدان منزل نمی‌كند، فرشته پشت شیشة غبار گرفتة خانه‌های متروك نمی‌نشیند. فرشتة‌ سپیدبال آشیانه‌ای می‌خواهد در خور ظرافت طبعش و منزلی در شان پاكی و قداستش.
منزل فرشته علم دلی است كه پیش از آن كه از روزن آن آفتاب دانستن فرو ریزد، باران تزكیه بر سقفش می‌بارد. و این گونه است كه دل و جان عالمان مهبط فرشتگان و جایگاه نزول زلالترین باران‌های فیض الهی است:

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چون بیرون رود فرشته در آید
زندگی مردان خدا و عالمانی كه فرشتگان علم و تقوا در قلب آنها منزل كرده‌اند فصل درس آموزی است كه جویندگان وصال، برگ برگ آن را مشتاقانه می‌خوانند و از واژه واژه‌اش اندرز می‌گیرند و از جمله جمله‌اش چراغ راه بر می‌افروزند.
عالمی كه اینك چراغ زندگانی پربارش را به نظاره می‌نشینیم نیز از ان دسته مردان خداست. مردانی كه با تمام دلیری در طی طریق الی الله، خاضعانه راه خاموشی گرفته‌اند و آنگاه كه از حیات طیبة ایشان می‌پرسی كلامی بر نمی‌آورند و دمی نمی‌كشند. این استاد فرزانه بارها مورد چنین تقاضایی قرار گرفته بودند و همواره می‌فرمودند: من بارها گفته‌ام كه زندگی من خلاصه در این سه جمله است كه: نادان به دنیا آمدم، نادان بزرگ شدم و نادان هستم.
آری، غایت دانستن در نزد مردان خدا به بیكرانه‌تر از محیط فهم زمینیان است و ریسمانی است كه رشته در آسمان دارد. اما در یك عصر دل‌انگیز تابستان، در سال 1383 هنگامیكه توفیق زیارتشان نایب گردید، آنگاه كه اصرار مشتاق محبی را دیدند، شاید تنها به حكم شاد كردن دل مؤمنی بود كه لب به كلام گشودند، و صد البته كه ناگفتنی‌های فراوان از كمالات و آفاق شریفة خود را همچنان در محاق سكوت نگاه داشتند و آنچه از گفتنی‌ها بازگو كردند، بازیرسبیل پرهیز از خودنمایی و بیشتر در شرح فضایل اساتیدشان بود تا بیان شرح حال خود.

گركسی وصف او زمن پرسد بیدل از بی‌نشان چه گوید باز!
عاشقان كشتگان معشوق‌اند برنیاید ز كشتگان آواز
زنجان، به سال 1319 هجری شمسی مردی آورد كه فرشتة علم در لحظة ولادت آهنگ فرود آمدن بر قلب او كرد و بالهای خود را بر چشمان او سایید. حضرت آیت الله محمد شجاعی در سال 1319 هجری شمسی در زنجان دیده به هستی باز كردند. ایشان نیز، چون عضوی از منظومة خورشیدی عالمان، در همان آغاز طفولیت، آثار استادی و فرزانگی بر چهره داشت و چشمهای باطن بین را به فردایی درخشنده در عرصة ایمان و اجتهاد و مجاهده نوید می‌داد.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاه به سرانجام رساند و پس از آن بی‌درنگ، به سال 1331 هجری شمسی، راه اكتساب علوم آل محمد، صلوات اله علیهم اجمعین، را در حوزة علمیه زنجان در پیش گرفت. مقدمات حوزوی و نیز ... در همانجا آموخت و از لمعات آن توشه‌های نور برگرفت و برای شناخت قوانین اصول فقه، كتاب فوانین در اصول را آموخت و سپس آموختن منظومتین مرحوم سبزواری را بابی برای ورود به كهكشان زیبای حكمت الهی قرار داد. حصرت آیت الله استاد محمد شجاعی به سال 1335 هجری شمسی، از گوشه‌های حجرات حوزه علمیة زنجان، به سرزمین دانش و تقوا، قم، هجرت كردند ـ سرزمینی كه آشنایی با بزرگان عرصه علم و اجتهاد و فلسفه و عرفان واستفاده از آنان از مهمترین بركات آن بود. در همانجا رسایل آموخت و رسالت علم‌اندوزی را به كمال رساند. مكاسب فرا گرفت و تقوا و دانش كسب كرد و كفایه را در خود به كفایت به اندكی از زندگی دنیا بدل ساخت. آنگاه از درواز‌های متون نوشته شده خارج گردید و خود را به باب شهر درس خارج از اصول فقه فقیهی اصولی و عارفی فیلسوف، حضرت امام خمینی (ره)، رساند تا او را به اصولی‌ترین مبانی علم اصول فقه رهنمون گرداند و هم فروع را نزد وی روشن و آشكار سازد.
همزمان، تلمند در محضر فقهی حضرت آیت الله العظمی محقق داماد (ره) و شركت در درس خارج فقه ایشان راه استنباط احكام شرعی و اجتهاد را برای او هموار نمود. علاوه بر این بهره‌های مقطعی ایشان از درسهای خارج فقه و اصول برخی از آیات عظام چون ابرهای عابر بهاری او را نه سیراب، بلكه غرق در فراوانی فهم نمود.
اما بهره‌هایی كه از مائده آسمانی حضرت علامه طباطبایی (ره) بر گرفت، غذای روح سالیان او را رقم زد و او را به شاگرد ممتاز و مخصوص علامة طباطبایی رضوان اله علیه بدل ساخت. آموختن فلسفه، شفا یافتن از حكمت الهی سینوی در درس شفا و سفر از خویش به خدا، همراه با خلق، در درس اسفار صد را با حضور در كلاسهای درس عمومی، و بهره‌مندیاز خلوت آكنده از اسرار درس‌های خصوصی حضرت علامه (ره) گوشه‌هایی از این خوشه‌چینی معنوی از بوستان علم و حكمت بود.
ارتباط علمی و معنوی تنگاتنگ میان استادی علامه و شاگردی عالم، او را در شمار نزدیكان حضرت طباطبایی در آورده بود تا آنجا كه همة رساله‌های دست‌نویس علامه را كه مزین به دستخط نورانی ایشان بود و استنساخ آنها را به بعضی از شاگردانشان اجازه می‌دادند، استنساخ نمود و این افتخار را هم نصیب خود داشت.
به هر حال، بهره‌مندی استاد حضرت آیت الله شجاعی از سایة پرمهر و پرخیز استادی وارسته و واصل چون حضرت علامه طباطبایی حقیقتی است كه آثار و بركات آن همچنان در دل و جان ایشان جاری است.
گواه ارادت و لطف متقابل او و علامه (ره) همین بس زمانی، با درگذشت پدربزرگوار استاد (آیت الله شجاعی) كه علامه طباطبایی به منظور مسافرت تابستانی به زنجان عزیمت نموده و ایامی را در این شهر اقامت می‌كنند، از درگذشت پدر ایشان مطلع می‌كردند، و به دیدار و تسلیت شاگردی می‌شتابند و منزل پدری ایشان را به نور حضور خویش منور می‌نمایند. به همین دلیل، سالها بعد كه قرار بود منزل پدری حضرت آیت الله شجاعی برای مرمت و بازسازی تخریب گردد، به یمن همین خاطرة تابناك و ارزشمند، با اكراه تمام، تخریب آن اتاق نورانی را به اطرافیان اجازت فرمودند.
زی طلبگی از ارزشمندترین دستاویزهایی است كه تمام عالمان ربانی، به ویژه در دوران جوانی، خود را به زیور آن آراسته‌اند. ایشان نیز در دوران جوانی، طلبگی را با مرام سادگی عجین ساختند.
در نز د خدا، شكم پر مبغوض است و از مبغوض حكیم، حكمت بر نمی‌آید. این است كه خالی نگه داشتن اندرون از طعام، سر اولیای خداست در وصول به حكمت‌های ناب آسمانی.

اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور كبریا بینی
حضرت آیت الله شجاعی نیز در زمرة پارسایانی بود كه فقر شدید دوران جوان نه تنها مخل علم آموزی و تهذیب او نگردید، بلكه ارادة او را در طی طریق تقوی و دانش صد چندان نمود. او، كه گاه از شدت فقر، استطاعت خرید حتی یك قرص نان سنگك 4 ریالی را هم نداشت و سه سال تمام در نهایت فقر، از نان سیر نگشت، با تمامی این مشقات لحظه‌ای از آموختن نیاسود.
او هر روز پس از نماز صبح تا ساعت 12 شب به جز یك ساعت در ظهر، به قصد ادای فریضه و تناول غذایی مختصر، به سختی به درس و مطالعه می‌پرداخت. با اینهمه سخت‌كوشی، ایشان در بیاناتشان با تواضعی ستودنی از اینكه در مقاطع مختلف عمر خویش اوقاتی را بیهوده ضایع كرده است تاسف دایم دارند.
در آن زمان كه به دلیل كمبود بعضی از كتابهای درسی و عدم گسترش صنعت چاپ، طلاب پرتلاش ناچار به استنساخ بعضی از كتابها بودند، گاه، نوبت استنساخ ایشان به دیر هنگام می‌افتاد و دشواری دیگری بر مشقات ایشان می‌افزود. برای مثال تنها وقتی كه برای استنساخ كتاب شفا (كه فقط پنج نسخه در كلاس درس موجود بود) در اختیار استاد قرار داشت، 11 تا 12 هر شب در آن زمان بوده است. دراین ساعت هر شب می‌رفتند و كتاب را از صاحب آن می‌گرفتند و درس فردا را استنساخ می‌نمودند و كتاب را بر می‌گرداندند. امان این صفرا، در كام علم خواه او انگبین فزود.
شاید درك این ماجرا دشوار باشد، اما گواه گویایی است بر جدیت ایشان در علم آموزی در كنار تمام مرارت هایش. ایشان بعد از تاهل در محله‌های فقیرنشین قم با اجاره كردن یك و گاهی دو اتاق كوچك به تحصیل ادامه می‌دادند. در آن روزگار در بعضی از این محله‌ها فقط یك روز در میان امكان استفاده از برق را داشتند، آنهم تنها استفاده از یك لامپ 25 واتی، لاجرم، شبهایی كه برق در اختیار نبود، با بازكردن در چراغ والور به نور كمرنگ شعله بسنده می‌كردند و به مطالعه و نوشتن می‌پرداختند و از لحظه‌لحظه عمر برای دانستن و فهمیدن بهره‌ می‌بردند.
در سال 1346 هجری شمسی، باگذشت چهارسال از تبعید حضرت امام خمینی (ره)، پس از وقایع خرداد 1342 و تعطیلی دروس ایشان و همچنین درگذشت حضرت آیت الله محقق داماد و نیز درس حضرت علامه به منظور ادامة تالیف و تكمیل اثرعظیم‌القدر خود، المیزان، استاد شجاعی، كه هر تابستان در زنجان اقامت می‌كردند و در آغاز سال تحصیلی هر سال مجددا به قم باز می‌گشتند، در این سال (1346 هجری شمسی) با تعطیل شدن تمام درسهایشان در قم، دیگر به قم باز نمی‌گردند
این واقعه اگرچه برای استاد غم انگیز و سنگین بود، امام آثار مباركی داشت و منشا بركات و سرآغاز تشكیل جلسات و مباحث معارفی و تهذیب نفس و تفسیر حضرت آیت الله شجاعی در زنجان گردید.
این عالم فرزانه از زمرة اوتادی است كه به عینه علم را با عمل و جهاد را با اجتهاد در آمیخت. او كه فضای فاسد رژیم ستم‌شاهی را مخل مبانی شریعت و معاند با احكام نورانی اسلام می‌دید، براساس آنچه از تفكر ناب محمدی (ص) حضرت امام (ره) آموخته بود، در اوج خفقان رژیم طاغوت، در خلال مباحث اخلاقی و دینی خود به طرح اعتراضات سیاسی نیز می‌پرداخت و به همین دلیل توسط ساواك زنجان مكرر مورد مؤاخذه و سؤال و جواب و تهدید قرار می‌گرفت ولیكن به كار خود ادامه می‌داد. تا اینكه در سال 1351 هجری شمسی توسط مامورانی كه از ساواك تهران آمده بودند با كمك ساواك زنجان دستگیر و دو شبانه روز به دست ماموران اعزامی از تهران در شهر بانی زنجان مورد آزار و شكنجه بسیار سخت قرار گرفت و سپس، بعد از دو روز، به ساواك تهران منتقل گردید و دو ماه در كمیتة ضد خرابكاری كه كمیتة مشترك ساواك و شهربانی بود به جهت فعالیتهای گوناگون بر علیه رژیم، به صورت شد ید و خطرناكی آزار و شكنجه شد.
او دراین ایام مصداق كریمة ”واوذوافی سبیلی...“ بود.
بعد از آن 8 ماه دیگر در زندان قصر تحت مراقبت شدید زندانی بود و تنها با توكل كامل به خدای متعال و انقطاع از ما سوی الله و توسل به حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین خصوصا در آویختن دامان حضرت ثامن الحج، علی بن موسی الرضا، صلوات الله و سلامه علیه، توانست از مهلكة رژیم طاغوت جان به سلامت به در برد و سایة پر بار خود را بر سر مشتاقان توحید و حكمت و تهذیب حفظ نماید. ادامة راه جهاد و اجتهاد و دغدغة اصلاح جامعه، بعد از مدتی مجددا او را در چنگال خون آلود ساواك انداخت و بار دیگر فصلی از شكنجه‌های طاقت فرسا را بر جسم مهذب او روا داشت. اما پس از زمان كوتاهی باز با عنایات خاصة ربوبی و توجهات مخصوص حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین از زندان رژیم آزاد گردید.
با به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامی ایران، حضرت استاد، كه عرصة سیاست هم برای او میدان عبودیت و بندگی خدا و خدمت به خلق بود، نمایندگی مردم زنجان را با اصرار زیاد خود مردم آن دیار در دورة اول مجلس شورای اسلامی پذیرفتند، اما چندی نگذشت كه به دلیل شدت كسالات به جا مانده از دوران زندان، از این سمت استعفا نموده و از آن پس، با اقامت در تهران، با تشكیل جلسات درس و بحث در باب تزكیه و خودسازی، تفسیر و معارف قرآنی دیگر، راه را بر جویندگانی بسیار، هموار ساختند.
جلسات عمومی و خصوصی درسها و مباحث عرفانی، تفسیری و معارفی استاد در دو دهة 40 و 50 شمسی در زنجان و دو دهة 60 و 70 شمسی در تهران بی‌شك گواراترین سرچشمه‌های زلال حكمت و عمل را در كام طالبین جویندگان معرفت روا داشته است كه ثمرة آن شاگردان و بهره‌مندان زیاد از این محافل است.
ابداعات و ابتكارات زیبا و مؤثر عرفانی و معارفی همراه با استدلالات و براهین قوی و تحلیل‌های مخصوص در استفاده از آیات قرآن كریم و روایات و ادعیة معصومین، سلام الله علیهم اجمعین، در مباحث خودسازی و تزكیة النفس، تفسیر و معارف جقة الهیه، شیوة منحصر به فرد این استاد عالیقدر است. جالب آنكه سلیقة عرفانی و ذوقی استاد و علاقة ایشان به ارباب معرفت، از جمله مولوی و حافظ، بر زیبایی كلام و اندیشة ایشان، صورتی دیگر بخشیده و جامه‌ای زربفت از لطایف پوشانده است.
آنچه درشرح زندگانی ایشان نباید مغفول بماند، این است كه ایشان نیز درست مانند استاد خود، حضرت علامه طباطبایی، در تمام پیشرفت‌های علمی و عرفانی، خود را مرهون فداكاریها و زحمات همسر فداكار خود می‌‌دانند و وجود چنین همسری را از تفضلات حضرت حق بر می‌شمرند.
حاصل عمر با بركت ایشان در عرصة علم و عمل تاكنون آثار ارزشمندی را به جا نهاده كه مشتاقان حقایق الهی را از زخارف دیگر بی‌نیاز می‌كند.

این گنجینة گرانبها شامل آثار زیر است:
ـ كتاب معاد یا بازگشت به سوی خدا در دو جلد چاپ شركت انتشار
ـ كتاب مقالات دربارة تزكیه و خودسازی در سه جلد انتشارات سروش
ـ انسان و خلافت الهی
ـ 6 جلد كتاب برگرفته از برخی از مباحث استاد در جلساتشان درخصوص معاد در خصوص خواب با تنظیم حجه الاسلام كاشفی، چاپ كانون اندیشة جوان با عناوین:
بازگشت به هستی، عروج روح، قیام قیامت، تجسم عمل شفاعت، مواقف حشر، و نشانه‌های خواب

مجموعه آثار آیت الله محمد شجاعی:
1- مقالات، سه جلد، چاپ از انتشارات سروش
2- معاد یا بازگشت به سوی خدا، دو جلد، چاپ شركت انتشار.
3- انسان و خلافت الهی، یك جلد
4- اسماء حسنی، یك جلد، چاپ دوم از انتشارات سروش
5- پنج رساله، یك جلد، چاپ اول از مركز مطالعات بنیادین خاورمیانه
6- ملائكه، یك جلد، چاپ دوم
7- بقیة الله ...، یك جلد، چاپ اول
8- خواب و نشان‌های آن، یك جلد، چاپ سوم
9- بازگشت به هستی، یك جلد، چاپ دوم
10- عروج روح، یك جلد، چاپ دوم
11- قیام قیامت، یك جلد، چاپ دوم
12- مواقف حشر، یك جلد، چاپ دوم
13- تجسم عمل و شفاعت، یك جلد، چاپ دوم
14- مرگ تا قیامت، یك جلد، چاپ دوم

منتشر می‌شودِ:

1- خواب و نشان‌های آن، چاپ چهارم.
2- دروس تزكیه، در چند جلد، چاپ اول.
ـ آرشیو نوار بزرگی شامل مباحث ارزشمند ایشان دربارة خودسازی و تزكیه، تفسیر، و معارف مختلف.
نكتة دیگری كه شایان ذكر است آنكه مباحث گرانمایة این استاد فرزانه در باب تزكیه و خودسازی با عنوان برنامة” كیمیای وصال“ از سال 79 تا كنون از رادیو قرآن برای علاقمندان پخش شده است. بی‌شك كیمیای كلام و اندیشة این عالم ربانی مس وجود را به طلای ناب بدل می‌كند:

دست از مس وجود چون مردان ره بشوی  /  تا كیمیای عشق بیابی و زر شوی



ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
ختم صلوات
طرح ختم صلوات به نیت سلامتی و ظهور آقا امام الزمان(عج)






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
هفته نامه

مستند حدیث سرو
امکانات وبلاگ
حدیث موضوعی _______________ آیه قرآن

قالب وبلاگ