کانال دلدادگان

به کانال دلدادگان بپیوندید
لینک ورود



مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392

مشکلات طریقت با موضوع قبض و بسط‌های معنوی.
«یکی از سخت‌ترین موانع و مشکلات اهل سلوک و نیز کسانی که آرزوی سلوک دارند، قبض یا گرفتگی احوالات است. در این امتحان، شخص با حالی روبرو می‌شود که حس می‌کند سینه‌اش تنگ و درهای آسمان به رویش بسته شده است. خدا صدایش را نمی‌شنود و جوابش را نمی‌دهد. قلبش تهی، چشمانش خشک و آهش بی‌حاصل است...» برگرفته از متن کتاب
حال اگر دلت مبتلای بهار بی‌باران است و در حسرت قطره آبی به آسمان چشم دوخته‌ای با بهار بی‌باران همراه شو... شاید در پایان، آسمان دلت ببارد و شاید بهارت پرباران شود...

عنوان کتاب: بهار بی‌باران
نویسنده: هیأت تحریریه مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس‌الشموس
ناشر: انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس‌الشموس
چاپ سوم: زمستان 88




طبقه بندی: موانع سلوک،  ..::معرفی کتاب، 
برچسب ها: مشکلات طریقت، قبض و بسط‌های معنوی، بهار بی‌باران،
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392
سامانه پیامکی دلدادگان اخلاقی

خدمت همه کاربران وبلاگ دلدادگان سلام عرض میکنم.

همانگونه که اطلاع یافته اید با کمک خدا و اهل بیت (ع) سامانه پیامکی وبلاگ دلدادگان با شماره اختصاصی 50002204369 فعال شده است.

از عزیزانی که مایلند از خدمات این سامانه(جملات عرفا،سیره عملی بزرگان،اخلاق در زندگانی عرفا و...)استفاده کنند درخواست میشود شماره تلفن همراه خود را (البته به صورت خصوصی)در قسمت نظرات همین پست بنویسند.در صورت ارسال نظر به صورت خصوصی شماره شما به نمایش عمومی درنخواهد آمد.

منتظر نظرات سازنده شما در مورد این سامانه هستم.




طبقه بندی: ..:::عمومی ، 
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392



ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
چند وقتی هست که دیگه در دعا حال خوشی ندارم، چه باید بکنم؟

دعا

ما باید به این درک برسیم که غیر از عبودیت، هیچ چیزی نباید ملاک و معیار ما قرار بگیرد، حتی عبادت! که عبادت با عبودیت فرق می کند. امام حسین (ع) عبادت در حج را رها کرد، چون به عبودیت رسیده بود و کسی که اسیر عبادت شده، و عبادت او را از عبودیت باز می دارد، عبادت بت اوست. و چه زیبا فرمود استاد صفائی که: «تو در هر چه كه بمانى همان بت است، چه حال خوش باشد و چه رفتن تو و چه انس تو و چه توجه تو و چه دنیا.»[1]

ممکن است حال خوش را از ما بگیرند، چون به ما لطف دارند. چرا که اگر کم ظرفیت باشیم، این حال خوش ما را به بی راهه می اندازد و فکر می کنیم کسی هستیم و عجب در ما رخنه می کند : «فكر مى ‏كنم این حال خوش، كه ملائكه نازل مى ‏شوند، حال خود من است و من آنها را مى‏ آورم و مى ‏برم. منم كه حالت و توجهى دارم. منم كه درها به رویم باز است! همین كه این معنا آمد، توقع هم مى ‏آید و كم كم داد و ستد شروع مى‏شود و آدمى آن ربط بین عبد و ربّ و آن فقر مستمر و غناى محمود را نادیده مى ‏گیرد.»[2]

پس باید به راه بیاییم. و ظرفیت ها را با مقایسه های صحیح بالا ببریم. که آیا به اندازه استعداد و توانی که به من داده اند، کار کرده ام؟ آیا به اندازه نیاز و حاجتم کار کرده ام و آیا ... ؟ و واقف شوم که همیشه باید عبد بمانم و سرکشی نکنم که «آنچه سالك را راه مى ‏برد، نه حال خوش و نه عمل خوش و نه اشراق و شهود، كه ظرفیت و انكسار اوست.»[3]

به علی(ع) بنگرم که اگر او می گوید:« آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ وَحْشَةِ الطَّرِیقِ وَ عِظَمِ الْمَوْرِدِ؛[4] آه از كمى توشه و دورى راه و درازى سفر و سختى ورودگاه، و ترس و وحشت راه‏» من در کجا هستم و چه باید بگویم؟!

پس شاید سلب حال خوش به این معنا لطفی باشد که « این لطف حق است كه تو اضطرارت را بفهمى تا اگر به تو عنایتى شد، تو خودت را صاحب مال ندانى. الهى اوقفنى على مراكز اضطرارى؛ الهى! مرا به آن ریشه ‏هاى اضطرار و بیچارگیم برسان. این است كه اگر ما از بعضى چیزها و حالت‏ها و انس‏ها محروم شدیم و به اضطرار خودمان رسیدیم و مضطر شدیم، اجابت حق را به دنبال داریم. انسان گاهى مى ‏بیند كه حال دعا ندارد. حال خوش ندارد. ... انسان تا این ناتوانى را نفهمد، تسلیم نمى ‏شود.»[5]

و شاید هم باید غیر از عجب به دنبال معضل دیگری بگردیم که گناهانی نعمت ها را تغییر داده اند! «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّـرُ النِّعَمَ»

[1]. تطهیر با جارى قرآن(3)، صفائی حائری، ص: 222.
[2]. اخبات، صفائی حائری، ص: 53.
[3]. تطهیر با جارى قرآن (1)، صفائی حائری، ص: 237.
[4]. إرشاد القلوب إلى الصواب ، ج‏2،ص 218.
[5]. حقیقت حج، صفائی حائری، ص: 42.




طبقه بندی: ..:::پرسش و پاسخ های عرفانی-اخلاقی ، 
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392

آیا صوفیان شیعه هستند؟

صوفیان

تصوف انواع و اقسام مختلفی دارد و در طول تاریخ تحولات بسیاری به خود دیده است. و نمی توان به طور کلی درباره آن نظر داد. ملاصدرا در این باره می نویسد:

«تصوف لفظى است كه در تاریخ، به گروههاى چندى گفته شده، كه قهرا حكم لفظ مشترك را خواهد داشت؛ از این رو هنگامى كه در تاریخ به این كلمه بر مى ‏خوریم باید دقت و توجه داشته باشیم كه مقصود از آن، كدام گروه از صوفیان است، و گر نه تحقیق، به گمراهى بدل خواهد گشت.

در اسلام و میان مسلمین، «صوفى» نخستین بار به زهّاد و تاركان دنیا گفته شد كه بهترین اصحاب پیامبر (ص) بودند و سلمان و أباذر مشهورترین آنانند. تعالیم اسلام از یكسو مردم را به كار و تلاش و جهاد و نكاح و سازندگى مى‏خواند، و از سوى دیگر آنها را به پاكسازى نهاد لذت طلب خود (یعنى هواى نفس) و تهذیب اخلاق فرمان مى‏داد.

شعار اسلام در این حدیث نبوى نهفته بود كه «اعمل لدنیاك كأنّك تعیش أبدا و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا: كار دنیا را چنان بكن كه گویى در آن جاودان خواهى ماند، و كار براى آخرت آن‏چنان كه گویى مرگت فرداست»

امّا صفا و سادگى برخى افراد سبب مى‏شد كه خواسته اسلام و پیامبر را ترك همه جانبه جهان گمان كنند و یكباره از زن و فرزند و كار و كسب دست بكشند و به گوشه عبادت و زهد و انزوا بكنجند. پیامبر (ص)، خود بارها این مردم را از زهد ناشایسته ملامت و ممانعت مى‏كرد و آنها را به اعتدال فرا مى‏خواند. با وجود این گونه تعالیم و اوامر و نواهى، باز تا قرنها عده‏اى زهد را بهانه براى ترك دنیا كرده بودند و كار به حلال یا حرام آن نداشتند.[1]

با این حال صوفیان به تشیع یا تسنن منتسب شده اند. یعنی بعضی از صوفیان را سنی دانسته اند و بعضی از آنها را شیعه خوانده اند. هر چند در قرون متاخر، در فرهنگ شیعی واژه صوفی بیشتر به جاهلان مدعی اطلاق شد و به حرکت اصیل، واژه عرفان و عارف اطلاق گردیده است. و درباره ارتباط تصوف با تشیع ملاصدرا می گوید:

تصوّف، كه در ابتدا زهد و عمل بود، به نظریّه و مكتب و مصطلحات خاص انجامید، و پس از محیى الدین ابن عربى (560- 638 ه) تصوف، بدست شاگردان و پیروانش، بشكل حكمت فلوطینى و اشراقى با تكیه بر قرآن و حدیث در آمد و در كنار فلسفه مشائى و حكمت اشراق قرار گرفت، و سیر آن روز بروز كاملتر گردید. و با وجود آنكه بسیارى از متصوفه بظاهر، شیعه نبودند و تابع فقه و كلام سنى شمرده مى‏شدند، ولى در گرایشهاى باطنى و اعتقاد به ولایت (كه تعبیر دیگرى از امامت است) همواره با شیعه امامیه (دوازده امامى) موافقت داشتند؛ و آنان را باید شیعیان عملى و سنّیان نظرى دانست.[2]


[1]. المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الكمالیة، مقدمه‏ مصحح، ص232.
[2]. المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الكمالیة، مقدمه‏ مصحح، ص: 240.



ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
ختم صلوات
طرح ختم صلوات به نیت سلامتی و ظهور آقا امام الزمان(عج)






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
هفته نامه

مستند حدیث سرو
امکانات وبلاگ
حدیث موضوعی _______________ آیه قرآن

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic