کانال دلدادگان

به کانال دلدادگان بپیوندید
لینک ورود



مرتبه
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین 1393
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین 1393

بسم رب العرفا

 

حاج محمد اسماعیل دولابی در محافل خود پیرامون درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ و سخنرانی ایشان بود.

 

 
به گزارش فرهنگ نیوز ، بیشترین اهتمام آن عارفان گرانمایه در پرورش و رشد اخلاقی علاقمندان ، متوجه ایجاد تحول در نگرش آنها به هستی و زندگی ، به گونه ای که همه چیز را از منظر توحیدی و از مآی جمال الهی بنگرند و منعطف نمودن عشق و محبت آنان و متمرکز نمودن توجهشان به خدا و اولیای الهی،به گونه ای که از هر چه جز این ، چه دنیوی و چه اخروی ، فارق گردند،و نیز ایجاد حسن ظن و اعتماد به خدا و اولیای الهی،و حاکم ساختن روحیه تسلیم و رضا بر انان بود.
در محضر آن بزرگوار چنان روح رجاء و امیدواری به فضل الهی موج می زد که هر نومید و مایوس از نجات و فلاح را شور و نیرو می بخشید و به وادی کمال رهنمون و در طریق وصال رهسپار می ساخت .
 
زندگینامه نامه ی میرزا اسماعیل دولابی از زبان خودشان
محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.
حاج محمد اسماعیل دولابی در محافل خود پیرامون درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.
 
آن عارف بزرگ در اشاره اجمالی به سرگذشت سیر عرفانی خویش چنین می فرمود :
در ایام جوانی همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم . در آن زمان به شدت تشنه علوم و معارف دینی بوده و با تمام وجود خواستار این بودم که در نجف بمانم و در حوضه تحصیل کنم ؛ ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر دیگری که بتواند در کارها به او کمک کند نداشت ، با ماندنم در نجف موافق نبود.
 
در حرم امیرالمؤمنین (ع) به حضرت التماس می کردم ترتیبی دهند که در نجف بمانم و درس بخوانم و آن قدر سینه ام را به ضریح حضرت فشار می دادم و می مالیدم که موهای سینه ام کنده و تمام سینه ام زخم شده بود. حالم به گونه ای بود که احتمال نمی دادم به ایران برگردم .
 
به خود می گفتم یا در نجف می مانم و مشغول تحصیل می شوم و یا اگر مجبور به بازگشت شوم همین جا جان می دهم ،می میرم . با علماء نجف هم که مشکلم را درمیان گذاشتم تا مجوزی برای ماندم در نجف از آنها بگیرم به من گفتند که وظیفه تو این است که رضایت پدرت را تامین کنی و برای کمک به ائ به ایران بازگردی .
 
در نتیجه نه التماس هایم به حضرت امیر کاری از پیش برد و نه متوسل شدنم به علماء مرا به خواسته ام رساند . تا اینکه با همان حال ملتهب همراه پدرم به کربلا مشرف شدیم . در حرم حضرت اباعبدالله (ع) در بالاسر ضریح حضرت همه چیز حل شد و هرچه را می خواستم به من عنایت کردند ، به طوری که هنگام مراجعت حتی جلوتر از پدرم بدون هرگونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران بازگشتم .
 
 
در ایران اولین کسانی که برای دیدن من به عنوان زائر عتبات، به منزل ما آمدند دو نفر آقا سید بودند . آنها را به اتاق راهنمائی کردم و خودم برای آوردن وسائل پذیرائی رفتم . وقتی داشتم به اتاق بر می گشتم جلوی در اتاق پرده ها کنار رفت و حالت مکاشفه ای به من دست داد و در حالیکه سفره به دستم بود حدود بیست دقیقه در جای خود ثابت ماندم . دیدم بالای سر ضریح امام حسین (ع) هستم و به من حالی کردند که آنچه را می خواستی از حالا به بعد تحویل بگیر .
 
آن دو آقا سید هم با یکدیگر صحبت می کردند و می گفتند او در حال خلسه است . از همان جا شروع شد . آن اتاق شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزاخانه اباعبدالله(ع) بود و اشخاصی که به آنجا می آمدند بی آنکه لازم باشد کسی ذکر مصییبت بکند می گرستند . در اثر عنایات حضرت ابا عبدالله(ع) کار به گونه ای بود که خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان ، مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی بافقی و مرحوم آیت الله شاه آبادی ، بدون اینکه من به دنبال آنها بروم و از آنها التماس و درخواست کنم ، با علاقه خودشان به آنجا می امدند .
 
بعد از آن مکاشفه به ترتیب به چهار نفر برخوردم که مرا دست به دست به یکدیگر تحویل دادند .
خداوند لطف فرمود و در هر یک از این کلاسها افراد برجسته و ممتاز آن کلاس را به من نشان داد ؛ ولی کاری کرد که هیچ جا متوقف نشدم ، بلکه تماشا کردم و بهره بردم و عبور کردم تا اینکه به وادی توحید رسیدم . در طول این دوران همیشه یکه شناس بودم و به هر کس که دل می دادم خودم و زندگی و خانواده ام را قربانی او می کردم تا اینکه خود او مرا به بعدی تحویل می داد و من که وی را بالاتر از قبلی می دیدم از آن پس دور او می گشتم .
 
به هر تقدیر همه عنایاتی که به من شد از برکات امام حسین(ع) بود.از راه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید ، ولی راه امام حسین (ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند . جون کشتی امام حسین(ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود ، و هر کس در سیر معنوی خود حرکتش را از آن حضرت آغاز کند ، خیلی زود به مقصد می رسد .
 
 
خدایا از تو طلب استغفار می کنم مثل کسی که فرار کند از تو به خودت «هَارِبٍ مِنْكَ إِلَیْكَ »
17_farar_az_khoda_be_khoda.mp3 | دانلود فایل
 
۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی
استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:
 
1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
 
2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
 
3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
 
4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
 
5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
 
6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
 
7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.
 
8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.
 
9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
 
10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
 
11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.
 
12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
 
13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله
 
14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."
 
15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
 
 
توصیف عشق حقیقی از زبان حاج محمد حسین دولابی:

haj mohammad.flv | دانلود فیلم
 
رزق از منظر حاج اسماعیل دولابی
حتی یک ساعت به فکر رزقت نباش، به دنبال کسب و کار هم که می‌روی، بدان که در رزق، فاعل تام، خدای متعال است، ان الله هوالرزاق ذوالقوة المتین: هر آینه، خداوند همان روزی دهنده نیرومند و محکم کار است.
عقیق:رزق، مقدر و مقسوم است و رزاق خداست، رزقمان هنر ما نیست و حرص و تقلای ما آن را زیاد نخواهد کرد.
 
حتی یک ساعت به فکر رزقت نباش، به دنبال کسب و کار هم که می‌روی، بدان که در رزق، فاعل تام، خدای متعال است، ان الله هوالرزاق ذوالقوة المتین: هر آینه، خداوند همان روزی دهنده نیرومند و محکم کار است.
 
رزق دو گونه است
رزق دو گونه است، یکی آن که تو را طلب می‌کند و یکی آن که تو در طلب او هستی و عاقبت به تو نمی‌رسد، جز آن چه در طلب توست. رزق روحی هم همین طور است.
 
امور دنیوی خود را به خدا واگذار کن
اگر امور دنیوی خود را به خدا واگذار کنی، امور اخروی را نیز خدا تأمین خواهد کرد، اما اگر بخواهیم امور دنیایی خود را با تقلای خودمان تأمین کنیم، ضمن این که چون رزق مقدر و مقسوم است، تقلای بیهوده و بی ثمری است، آخرتمان را هم تباه کرده‌ایم.
 
نگران آینده نباش
تا به حال آنچه رزقت بوده، مصرف کرده‌ای و آنچه رزقت نبوده، به تو نرسیده است. حتی آنچه را از راه حرام تهیه کردی و خوردی، حرص و تقلایت آن را نجس کرد، و الّا اگر صابر بودی، همان رزق از راه حلال، همان وقت به دستت می‌رسید. پس زاهد حقیقی تو هستی، چون ذره‌ای بیش از رزق خود نخورده‌ای. از این به بعد هم همین طور خواهد بود، پس نه نسبت به گذشته غصه داشته باش و نه نگران آینده باش.
هر چیزی که به تو نرسیده، بدان که از اول مال تو نبوده است.
 
خدا مقدر كرده است
خدا قبل از عالم تشریع، رزقی را برای بنده‌ای مثلاً در روز ماه رمضان بریده است. حالا او در روز ماه رمضان فراموش می‌کند که روزه است و آن غذا را می‌خورد، بعداً یادش می‌افتد که روزه بوده است. نه روزه‌اش باطل است و نه قضا دارد. این خدا بود که این فراموشی را بر او مسلط کرد تا رزقی را که برای او مقدر کرده بود، به او بخوراند. حضرت رضا(ع) می‌فرمایند: {وقتی خداوند امری را اراده کند، عقل عبد را می‌گیرد و آن کار را به دست او جاری می‌کند، بعد عقلش را به او باز می‌گرداند.} بسیاری از خیراتی که خدا به ما رسانده، این‌گونه بوده است و الّا اگر به عقل خودمان بود، آن کار را نمی‌کردیم.
 
برای روزی فردایمان نگران نباشیم
اگر غلام خانه زادی پس از سال‌ها بر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه‌دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن، صاحبش را اذیت می‌کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
 
دوست اهل بیت
دوست اهل بیت(ع) دست به دهان است، چیزی گیرش آمد، به قدر نیاز می‌خورد و بقیه را می‌بخشد، چیزی ذخیره نمی‌کند.
 
 
خدا روزی می‌دهد
 
{ان الله یرزق من یشاء به غیر حساب} همانا خداوند، هرکس را که بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.
به غیر حساب سه معنی دارد:
 
۱- آن چه را می‌دهد، به این حساب نبوده که در قبال حسناتی باشد که انجام داده‌ای.
۲- از آن چه داده، حساب نمی‌کشد.
۳- بی اندازه و بی حساب و زیاد می‌دهد.
 
گله و شکایت نکن
خدا در مورد روزی‌ای که به مۆمنین داده است، از آن‌ها حساب نمی‌کشد و سۆال نمی‌کند، بلکه از دلشان و محبتشان که امانت خدا نزد مۆمن است، سۆال می‌کند که به چه کسی سپرده‌اند.
حالا که خدا از روزی سۆال نمی‌کند، تو هم از او سۆال نکن، چون دستور دادن به صاحب‌خانه، عیب است. گله و شکایت هم نکن. اگر هم یک وقت از دهانت پرید، زود استغفار کن.
 
انفاق راه رهایی از فقر
قرآن فرمود: من قدر علیه رزقه فلینفق: هر کس روزی‌اش تنگ شد، پس باید از همان چیزی که دارد انفاق کند.
امیرالمۆمنین(ع) فرمودند: اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه: هنگامی که فقیر شدید، پس با صدقه دادن با خدا تجارت کنید، صدقه کلید رزق است.
 
 
مبادا دیگران در خیر بر ما سبقت بگیرند

sebghat (2).flv | دانلود فیلم
 
ما خودمان گم شده ایم
ما مثل بچه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا  به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند.
بچه شیفته ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود. وقتی هم متوجه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند، گمان می كند پدرش گم شده است؛ در حالی كه در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء، پدران خلقند و دست خلائق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق، شیفته متاع های دنیا شده اند. امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته ایم.



طبقه بندی: زندگی به سبک عارفان، 
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : جمعه 15 فروردین 1393

زندگی به سبک عارفان




طبقه بندی: زندگی به سبک عارفان، 
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی

زیارت قبر سید العرفا،آیت الحق سید علی قاضی طباطبایی(ره) در سفر اینجانب(مدیر وبلاگ)به عراق در اربعین

شنیدن حکایت زیارت قبر آقا سید علی قاضی توسط اینجانب هم خالی از لطف نیست.

حکایت از آنجا شروع شد که بعد از زیارت آقا امیرالمومنین(ع) ا قامه نماز ظهر به هتل بازگشتم،هنگام صرف ناهار مدیر کاروان گفتند که حدود ساعت 3 و نیم ظهر به زیارت قبرستان وادی السلام و همچنین زیارت قبر آیت الله قاضی خواهند رفت و هرکس که مایل باشد همراه ایشان برود.

من که خیلی خسته بودم بعد ازصرف ناهار اندکی خوابیدم که به خیال خود بعد از خواب همراه مدیر کاروان بروم.ولی وقتی از خواب بلند شدم دیدم ساعت گذشته و آن ها رفته اند.

دل را به دریا زدم و تنها برای اولین بار و آن هم نزدیکی های غروب آفتاب به قبرستان وادی السلام رفتم.از بزرگی وسعت قبرستان چیزی نگویم بهتر است،که شما بهتر می دانید.

                 

در قبرستان قدم میزدم و به قبر ها نگاه می کردم،تصویر قبر آیت الله قاضی در ذهنم آمد که اتاقی کنار قبر ایشان بود با همین امید دور و اطرافم را خوب میگشتم.

درهمین حین جوانی مرا دید و پرسید میدانی قبر آیت الله قاضی کجاست؟ در جوابش گفتم که خودم هم دارم دنبال قبر ایشان میگردم.چیزی نگفت و رفت.دو سه جوان دیگر را دیدم که دنبال مقبره حضرت هود (ع) بودند که باز هم اظهار بی اطلاعی کردم.پس از مدتی از فردی که سوار بر موتور سه چرخ بود و ظاهرا کارش مسافر کشی در قبرستان بود پرسیدم که قبر آیت الله قاضی کجاست که نمی دانست،آن سه جوان هم از او آدرس مقبره حضرت هود را پرسیدند که بهشان گفت میدانم کجاست،سوار سه چرخ شدند و رفتند.

من هم که هیچ آدرسی نداشتم به دنبال آن ها قدم زنان راهشان را در پیش گرفتم به امید اینکه شاید مسیر قبر آیت الله قاضی هم باشد.

همان طور که در قبرستان مشغول جستوجوی قبر آیت الله قاضی بودم یاد حکایت زیارت آیت الله حسن زاده از قبر آمیرزا جواد آقا ملکی تبریزی افتادم که گفتند شخصی آمد و قبر را نشانم داد.از او پرسیدم از کجا میدانستی که دنبال این قبرم،گفت ما مشتری هایمان می شناسیم.با خودم گفتم اگه آیت الله قاضی بخواهند که زیارتشان کنم حتما میشود.با این افکار به خودم امید میدادم.

بعد از کلی قدم زدن در قبرستان کیوسکی را دیدم که چند مرد میانسال در آن بودند ازشان پرسیدم که میدانید قبر سید علی قاضی کجاست؟بالاخره پاسخ مثبتی شنیدم که باید به سمت چپ بروم.به همان راهی که گفته بودند رفتم.در میان راه فرد مسنی را دیدم که روی زمین نشسته بود از او پرسیدم که قبر سید علی قاضی  را می شناسی؟گفت خیر.کمی بیشتر برایش توضیح دادم که مجتهد بودند و ... ناگهان گفت که تو ایرانی هستی؟گفتم بله.گفت آها قبر سید علی قاضی را می خواهی،همین جاست کمی جلوتر سمت راست.

به گفتش عمل کردم و رفتم.

بعد از اندکی خودم را سر قبر شریف سید علی قاضی (ره) یافتم.

           

ولی هنوز که هنوز است،آن پیرمرد در خاطرم هست که تا متوجه شد من ایرانی هستم یاد  سید علی قاضی معروف افتاد،که این نشان دهنده آن است که ایرانی ها سر قبر بزرگی همچون سید علی قاضی زیاد میروند.

تصاویر:



ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
مرتبه
تاریخ : جمعه 15 فروردین 1393

 

کتاب رستگاران

رستگاران

 

موضوع:
مجتهدان و علما - سرگذشتنامه
عارفان - سرگذشتنامه
پدیدآورنده:
به‌اهتمام:علی قاسمی
ناشر:

هنارس

276 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 - 5000 نسخه 6 -65-8736-964-978
978-964-8736-65-6
تاریخ نشر:25/10/89
قیمت پشت جلد :39000 ریال
كد دیویی:297.9965
زبان كتاب:فارسی

محل نشر:قم - قم

دریافت فایل جاوا

 



ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی

دریافت کتاب دلشدگان، شرح حال و کرامات اولیای الهی

دلشدگان، شرح حال و کرامات اولیای الهی


نویسنده : محمد لک علی آبادی
ناشر : انتشارات هنارس
تعداد صفحات : 255

(ناشر محترم;در صورت عدم رضایت نشر مجازی کتاب در نظرات همین پست اعلام بفرمایید.)

 

دریافت




طبقه بندی: ..::معرفی کتاب،  ..:::کتب عرفانی-اخلاقی ،  کتب مخصوص کامپیوتر ،  ..:::عرفا،  آیت الله شیخ محمد بهاری(ره)،  حضرت آیت الله الهی(ره)،  آیت الله نجابت(ره)،  آیت الله سعادت پرور(ره)،  آیت الله حق شناس(ره)،  علامه حسن زاده(حفظه الله و رزقنا الله زیارته) ،  آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری(حفظه الله) ،  آیت الله ناصری دولت آبادی(حفظه الله)،  ایت الله صمدی آملی(حفظه الله) ،  آیت الله خوشوقت(حفظه الله)،  علامه طباطبایی(ره) ،  علامه مصطفوی(ره)،  علامه طهرانی(ره)،  میرزا جواد ملکی تبریزی (ره)،  آیت الله شاه آبادی(ره)،  امام خمینی (ره)،  آیت الله بهجت(ره) ،  آیت الله قاضی(ره) ،  آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی(ره) ،  آیت الله بهاءالدینی(ره) ،  آیت الله عبد الکریم کشمیری(ره) ،  شیخ رجبعلی نکوگویان(خیاط) ،  آیت الله کوهستانی(ره) ،  بانوی مجتهده، نصرت الملوک امین(ره)،  ..:::عمومی ، 
برچسب ها: دریافت کتاب دلشدگان، شرح حال و کرامات اولیای الهی، نویسنده : محمد لک علی آبادی، دریافت کتاب با پسوند HTML،
ارسال توسط سید حسن محفوظی موسوی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
ختم صلوات
طرح ختم صلوات به نیت سلامتی و ظهور آقا امام الزمان(عج)






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
هفته نامه

مستند حدیث سرو
امکانات وبلاگ
حدیث موضوعی _______________ آیه قرآن

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic